خطبه ی آخرین جمعه ی ماه شعبان

IMG_۲۰۱۵۱۰۰۲_۰۸۴۹۱۴

آخرین جمعه ی ماه شعبان بود…

پیغمبر(ص) درحال سخنرانی بودند که حضرت علی (ع)ایستادند وگفتند یارسول الله بهترین کار توی ماه رمضان چیه؟!؟

پس فرمود«اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ،ورع است».سپس پیامبر گریستند

حضرت علی میفرمایند : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود : «اى على! بر این مى‌گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت رنگین مى شود» .

علی(ع)میگوید : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت ، دینم سالم است؟

فرمود : «دینت ، سالم است» .

سپس فرمود : «اى على! هر کس تو را بکشد ، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید ، مرا ناسزا گفته است ؛ چرا که تو از من هستى ، همچون جان من . روح تو ، از روح من است و سرشت تو ، از سرشت من .

خداى متعال ، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى ، و تو را براى امامت ، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند ، نبوّت مرا انکار کرده است .

اى على! تو وصىّ من ، پدر فرزندان من ، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى ، در حال حیاتم و پس از مرگم

فرمان تو ، فرمان من است و نهى تو ، نهى من است . سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد

 

تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش

محمد محسن

وضو نداری برای چی اومدی تو وبلاگم . . من با وضو نوشتم ، تو هم با وضو ببین تنبیه بی وضو:سه صلوات نقد بفرست

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. سکوت گفت:

    دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟

    و ای کاش که این جمعه بیایی!

    دل من تاب ندارد،

    همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟

    تو کجایی؟ تو کجایی گل نرگس

    و تو انگار به قلبم بنویسی:

    که چرا هیچ نگویند مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟

    و عجیب است که پس از قرن و هزاره هنوزم که هنوز است

    دو چشمش به راه است

    و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است

    که گویند به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!

    و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

    =-=-=

    جواب امام زمان:

    تو خودت!

    مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی، ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟

    تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

    باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،

    ز غمخوارگی و مهر و عطوفت

    تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟

    چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟

    چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟

    چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟

    چه کسی راه به روی تو گشوده؟

    چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد

    چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد…

    و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی…

    تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!

    هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی…

    هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.

    خواهش نفس شده یار و خدایت ،

    و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،

    و به آفاق نبردند صدایت

    و غریب است امامت

    من که هستم ،

    تو کجایی؟

    تو خودت ! کاش بیایی

    به خودت کاش بیایی…!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.