نتیجه ی شما = حتما به سرم زده (۱)

IMG_۲۰۱۵۰۴۳۰_۰۵۴۳۱۹

نمیدونم وقتی دلم میگیره چرا عجیب هوای قبرستان رفتن میکنم ؛فوق العاده آرامش خاصی میده

 قبرستان

چه حال عجیبی داره تنگ غروب جمعه بشینی کنار برهوت قبرها وغروب آفتاب را نگاه کنی هر ثانیه که خورشید داره میره احساس میکنی عمر تو هم داره میره

 

حال عجیب قبرستان سکوت وتنهاییش بی نظیره

قبرها را که نگاه میکنی یه دنیا باهات حرف دارند انگار تموم غم های دنیا را از توی دلت مکش میکنند و میریزند دور

 

قبرهای کسانی که هرکدومشون مثل من وتو پر از مشکلات بودنداما آخر گوشه ی قبرستون آروم خوابیدند ،انگار دارند فریاد میزنند یکم دندون روی جیگر بزاری فردا تو هم بغل ما خوابیدی!!!بیخیال

 

یکم دقت کنی به صحنه ی قبرها توی اون سکوت ،صدای شیون آشنایان هرکدوم از قبرها را میشنوی که چقدر به سروکله ی خودشون میزدند برای فوت عزیزشون اما الان خودشونم کنارش خوابیدن

مرگ برای بعضی یعنی                                                
*بس است دیگرخدا طاقت دوری ات را ندارد*
و برای بعضی دیگر یعنی                                               
*بس است زندگی ازجلوی چشم خدا گم شو…*
    دسته اول شهید و
                                                                           دسته دوم میت اند!

ساعت حدودا از دوشب گذشته بود هوا برفی تا مچ پاهام توی برف فرو میرفت تصمیم خودم را قطعی گرفتم توی سرمای زیر۹ درجه سانتیگراد برم تنها تخت فولاد قبرستان شهر اصفهان

سرمایی که مغز استخوان آدم راخشک میکرد انگار گرمای تفکراتم تمومی اون را ازبین برده بود

موقع قدم زدن چشمام به قبری افتاد که انگار دست هایش را ازقبر آورده بود بیرون و پاهایم را گرفته بود

میخ کوب شده بودم

حفره ای پای قبر ایجاد شده بود که تا پای سنگ لحد ادامه داشت روی قبر را خواندم دیدم جوانی است ۱۹ ساله ؛بدنم شروع کرد به لرزه؛فاصله ی سنی باهم نداشتیم

از پرسیدم این حفره چیست؟

انگار پاسخی آمد این حفره نیست این اتاق بازجویی خداست

قسمت دوم                  قسمت سوم

محمد محسن

وضو نداری برای چی اومدی تو وبلاگم . . من با وضو نوشتم ، تو هم با وضو ببین تنبیه بی وضو:سه صلوات نقد بفرست

مطالب مرتبط

۸ دیدگاه‌

  1. کمیا گفت:

    واقعاهمینطوره…

  2. مائده گفت:

    منکه حتی نمیتونم برم قبرستون چیکار کنم؟
    خدا
    دلم بد جور گرفته
    از نامردیای این مردم
    انسان واقعا پسته
    واقعا…

  3. مهجور گفت:

    هفته ای یه بار قبرستان رفتن خیلی خوبه …
    ادم یه مقداری متذکر میشه …

    التماس دعای فرج
    یاعلی

  4. م . محسنی گفت:

    سلام.من با شما موافقم.ولی بنطرم آرامش قطعه شهدا ؛ خالص و با دوام تره.اما آرامش حاکم در قطعات افراد معمولی؛توأم با اضطرابه!
    حتما ادامه خاطراتتون رو بنویسید.مشتاقم ادامش رو بدونم.
    ومن الله التوفیق/

  1. ۱۳۹۵-۰۳-۱۴

    […] قست اول                      قسمت دوم […]

  2. ۱۳۹۵-۰۳-۱۵

    […] قسمت اول              قسمت سوم […]

  3. ۱۳۹۵-۰۵-۰۸

    […] قست اول                      قسمت دوم […]

  4. ۱۳۹۵-۰۵-۰۸

    […] قسمت اول              قسمت سوم […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.