که عشق آسان نمود اول (۱)

IMG_20160729_145437

سه روز با خدا

می خوریم

می خوابیم

می خندیم

گریه می کنیم

اعتکاف برای من یعنی

سه روز خوشگذرانی با خدا….

نمیدونم از کجا شروع کنم،

نمیدونم چه جوری توصیف کنم

ولی بهتره از ابتدای کار ی شرح حالی بگم

چند سالی بود ماه رجب ها توفیق بود درجوار حرم علی بن موسی الرضا علیه السلام مقیم بودم

انگار حال و هوای عجیبی بود اونجا ،انگار خبر از یک مهونی خیلی زیبا وقشنگ بود،وسط های ماه رجب که میشد میدیدم درب مسجدگوهرشاد را میبندند وکسی را راه نمیدن،تو ذهنم سوال بود چرا؟چه خبره مگه؟ یکی میگفت اعتکافه!!!میگفتم اعتکاف چیه؟خوب درب را بستن نداره

گذشت تا یک شب دیدم مردم زیادی پشت درب های مسجد ایستاده اند با شاخه های گل از وسط سیل جمعیت مردم آدم هایی میاند که انگار از مسافرت برگشته اند با ساک وچمدان!!!تو سرم میپرسیدم!چه خبره چرا اینقدر گریه میکنند !چی شده!چرا اینجوره اینجا

تااینکه سال بعد یکی از دوستام زنگ زد وگفت فلانی من دارم میرم اعتکاف تو هم میای؟ گفتم:اسمش چقدر آشناست ازخدامه بیام ولی من مشهدم نمیتونم بیام شهرخودمون تا باهم بریم!ان شالله سال آینده

.

.

.

سال آینده پاهام را کردم توی یک کفش من میخوام برم اعتکاف ببینم چه خبره!!!کسی اجازه نمیداد میگفتن روز سوم برو موقع دعا داخل مسجد ببین وبرگرد!!!این حرف ها اثر نداشت هرجور شده بود رفتم و ثبت نام کردم با یکی از دوستام که اونم تجربه ی اولش بود عازم اعتکاف شدیم.

دانلود

محمد محسن

وضو نداری برای چی اومدی تو وبلاگم . . من با وضو نوشتم ، تو هم با وضو ببین تنبیه بی وضو:سه صلوات نقد بفرست

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. زهرا گفت:

    من هم امسال قراره معتکف بشم. از حالا حس خوبی دارم. امیدوارم حال هممون بهتربشه. کمی به رنگ خدا…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.